نویسنده: فرانک فرید

راهکارهای عملی برای رفع نیازهای زنان آسیب پذیر در اقلیت‌های قومی و نژادی

این مطلب برای کشورهای توسعه‌یافته تهیه شده که در آن‌ها افرادی از ملل، اقوام و نژادهای مختلف ساکن‌اند و هدف آن نمایاندن نحوه‌ی رسیدگی به مشکلات زنان در معرض آسیب‌های اجتماعی و زنان بزهکار این جوامع است که به علت تفاوت‌ها و تبعیض‌های موجود، حل مسائل و مشکلات آن‌ها، چندان سهل و ساده نیست.

رویاندن زنانگی

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ در شصت و یکمین نشست دوستداران کتاب در تبریز،  که هرماه با سخنرانی‌هایی پیرامون آثار مختلف برگزار می‌شود، فرانک فرید به نقد  آثار فریبا وفی پرداخت که همان زمان گزارشی از...

۰

نقد هزاران خورشید درخشان و زنان بربال‌های رؤیا

در این نوشته دو کتابِ هزاران خورشید درخشان اثر خالد حسینی نویسنده و پزشک افغان و زنان بربال‌های رؤیا نوشته‌ی فاطمه مرنیسی نویسنده و جامعه‌شناس مراکشی بررسی می‌شود. جالب اینکه در سفرم به امریکا در سال ۲۰۱۰ در جلسه‌ی سالانه فمینیست مجوریتی خالد حسینی هم دعوت بود و این نوشته‌ را به او دادم.

۰

ناگفته‌هایی در مورد فیلم «کافه ترانزیت»

فیلم کافه ترانزیت با جذابیت و تازگی موضوع آن و با بازی چشمگیر فرشته صدرعرفایی و نیز پرویز پرستویی و وجود نابازیگرانی از خطه‌ی آذربایجان که برای اولین بار کشفشان می‌کنی و عوامل دیگر، ارزش دو سه بار دیدن را دارد؛ اما فیلم، درهمان بار اول تماشای آن، ما را متوجه نکاتی می‌کند که در پس آن پنهان مانده‌اند و با دقت بیشتر و کنار رفتن پرده‌ی جذابیت فیلم، رخ می‌نمایند.

۰

همه چیز درباره‌ی «الی»!

فیلم درباره‌ی الی ساخته­ی اصغر فرهادی فیلم‌ساز ماهر سینمای اجتماعی،‌ متاسفانه به‌موقع اجازه اکران عمومی نیافت و هم‌زمانی اکران آن با حوادث اخیر (حوادث ۸۸) موجب شد تا توجه درخور به آن میسر نشود. بااین‌وجود، دغدغه‌ی نوشتن درباره آن مرا رها نکرد. در این نوشته از واژگان حوزه‌ی فیلم و سینما خبری نیست.

۰

موعظه‌ برای مجرم!

صبح ملایم یک روز تابستانی، هنوز خواب‌آلود بودم که صدای گوش‌خراش شکستن چیزی خواب ازسرم پراند. بلند شدم ببینم چی شده. درحالی‌که فقط یک لباس‌خواب صورتی مدل بچه‌گانه کوتاه تنم بود، درِ اتاق‌خواب را...

۰

دوچرخه‌سوارِ بینوا

در آن شب بخصوص، وقتی من تقریبا به هی‌مارکت رسیده بودم از سرعتم کاستم تا از ترافیک رد شوم. البته آن ساعت شب بیشتر از چند ماشین در آن منطقه نبود و من با اطمینان از اینکه ماشین‌ها متوجه من هستند، به پدال زدن ادامه دادم. ناگهان این حس خزنده به من دست داد که کسی پشت سر من است.

۰

نقاشِ شهر

به‌یک‌باره می‌بینم در صف کسانی قرار گرفته‌ام که از جاده به داخل کانال پایین می‌آیند و مرا از پشت هل می‌دهند و به داخل یک ون می‌کشند. یکی از آن‌ها روی من می‌نشیند و ون راه می‌افتد. وقتی ماشین می‌ایستد سکوت سنگینی است و بعد صداهایی می‌شنوم که آن‌ها به زبانی که من نمی‌فهم صحبت می‌کنند.

۰

سرتان به کار خودتان نباشد!

دو سال قبل، از خیابان اصلی‌ای که سر راهم به خانه بود، از سرِکار برمی‌گشتم که متوجه شدم مردِ جوانی دختر نوجوانی را کتک می‌زند و زمین می‌اندازد. درحالی‌که به‌سرعت می‌گذشتم دیدم دختره چند بار سعی کرد بلند شود و فرار کند، اما پسره او را دوباره و دوباره به زمین پرت کرد.

پرداخت بهای هر چیز ۰

پرداخت بهای هر چیز

وقتی به آن دم‌ودستگاه غذاخوری در یک‌گوشه‌ی کوچک شهر رسیدیم، از سرما یخ زده بودیم و فکر کردیم بهتر است بعد از شام، برای برگشتن به مرکزِ انجمن، تاکسی بگیریم. وقتی پشت میز خود ‌نشستیم، خوشحال شدیم از اینکه دیدیم یک تاکسی وارد محل پارکینگ رستوران شد و راننده برای خوردن شام داخل آمد.