دسته: شعر -فارسی

پوشه ۰

پوشه

و پوشه حیکایه‌هایم که نیست. و پوشه ترجمه‌هایم …. …. و پرونده‌ام که هی چاق‌تر شده است، و من لاغرتر و دریاچه کم‌آ‌ب‌تر و آبرویم به آب او بسته­‌تر! …. و پوشه شعرهایم که...

این زن ۰

این زن

سوخت برید ریخت شکست سوخت برید ریخت شکست باز در تنگنای پختن و رُفتن، دلی فرسود که دیگر خنده‌ی کودک چند بار باید تا بگشاید دلش را تا خنده زند به رویش هر دست...