دسته: داستان

تپه‌هایی شبیه فیل‌های سفید

این داستان را در سال ۸۴ ترجمه کردم، موقعی که قرار شده بود در کارگاه ترجمه­‌مان مجموعه­‌ای از داستان­‌ها با تم زنانه، گردآوری و ترجمه کنیم. چون این داستان هم تمی به‌شدت زنانه داشت، دلم می‌خواست با خوانش یک زن هم ترجمه شده باشد، اما اداره‌ی ارشاد نام “غربی” بر آن گذاشت و از کتاب حذف شد!

خانا بکیره ۰

خانا بکیره

پاییزین سون گونلر ایدی داشیناندا. بیر وانئت قاپیدا دایاندی، آزجا- آریجا اسباب- آلاتی ایلا. گؤرهسن او دا منه تای اؤیرنجی ‌ایدی؟ آمما ایلین بو واقتینده کی آد یازمازلار! من اوست قاتی توتالی، اوچ آی...

گریه ی ماهی ۰

گریه ی ماهی

رو وایت برد آشپزخونه نوشته بود: دستمال کاغذی … آبغوره … چشم پزشک… چیزهای دیگه هم هست، اما همش اینها تو چشم می زنه. هی بهش می گفتم، زر نزن، اما می زد. معمولا...