دسته: مقاومت فردی

۰

دستشویی‌ای از آنِ ما!

در اواسط ۱۹۸۰ وقتی به میانسالی‌ام نزدیک می‌شدم، هیجده سالی می‌شد که به‌عنوان یک صنعتگرِ زن، بسیاری از مشکلاتِ چنین محیط‌های کاری را تحمل کرده بودم. من فلزکار بودم با رشته سختِ کاری که...

۰

نقاشِ شهر

به‌یک‌باره می‌بینم در صف کسانی قرار گرفته‌ام که از جاده به داخل کانال پایین می‌آیند و مرا از پشت هل می‌دهند و به داخل یک ون می‌کشند. یکی از آن‌ها روی من می‌نشیند و ون راه می‌افتد. وقتی ماشین می‌ایستد سکوت سنگینی است و بعد صداهایی می‌شنوم که آن‌ها به زبانی که من نمی‌فهم صحبت می‌کنند.