دسته: نقد ادبی

رویاندن زنانگی

۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ در شصت و یکمین نشست دوستداران کتاب در تبریز،  که هرماه با سخنرانی‌هایی پیرامون آثار مختلف برگزار می‌شود، فرانک فرید به نقد  آثار فریبا وفی پرداخت که همان زمان گزارشی از...

۰

نقد هزاران خورشید درخشان و زنان بربال‌های رؤیا

در این نوشته دو کتابِ هزاران خورشید درخشان اثر خالد حسینی نویسنده و پزشک افغان و زنان بربال‌های رؤیا نوشته‌ی فاطمه مرنیسی نویسنده و جامعه‌شناس مراکشی بررسی می‌شود. جالب اینکه در سفرم به امریکا در سال ۲۰۱۰ در جلسه‌ی سالانه فمینیست مجوریتی خالد حسینی هم دعوت بود و این نوشته‌ را به او دادم.

۰

ناگفته‌هایی در مورد فیلم «کافه ترانزیت»

فیلم کافه ترانزیت با جذابیت و تازگی موضوع آن و با بازی چشمگیر فرشته صدرعرفایی و نیز پرویز پرستویی و وجود نابازیگرانی از خطه‌ی آذربایجان که برای اولین بار کشفشان می‌کنی و عوامل دیگر، ارزش دو سه بار دیدن را دارد؛ اما فیلم، درهمان بار اول تماشای آن، ما را متوجه نکاتی می‌کند که در پس آن پنهان مانده‌اند و با دقت بیشتر و کنار رفتن پرده‌ی جذابیت فیلم، رخ می‌نمایند.

۰

همه چیز درباره‌ی «الی»!

فیلم درباره‌ی الی ساخته­ی اصغر فرهادی فیلم‌ساز ماهر سینمای اجتماعی،‌ متاسفانه به‌موقع اجازه اکران عمومی نیافت و هم‌زمانی اکران آن با حوادث اخیر (حوادث ۸۸) موجب شد تا توجه درخور به آن میسر نشود. بااین‌وجود، دغدغه‌ی نوشتن درباره آن مرا رها نکرد. در این نوشته از واژگان حوزه‌ی فیلم و سینما خبری نیست.

۰

نگاهی به «گرگ ها»ی «وفی!»

مردِ اولی، همسر اوست، اما راوی او را هم «مرد» می‌خواند! شاید می‌خواهد بگوید: مرد، مرد است. دلیل محکم‌تر اینکه: مرد در مقام همسر زن، چون غریبه‌ای است که نمی‌تواند روابط چندان نزدیکی با او برقرار کند؛ او هم صرفا «مرد» است!

روماندا اؤنجولوموز ۰

روماندا اؤنجولوموز

بیرچوخ یازارلاریمیز بلکه هله شعره باشلامایان زامان‌لار، ناصیر منظوری‌نین، “قاراچوخا” رومانی ۱۳۷۳- نجو ایلده یاییلمیشدی! یازیچی‌لاریمیز، نثرین نه قدَر اؤنملی اولدوغونو، سونرالار باشا دوشوب و بوتون چتین‌لیک و الی بوشلوق‌لارا رغمن نثره اوز گتیردیلر....

۰

تبریزی که نمی شناختمش

احمد پوری مترجم شعر است و ترجمه‌ی‌ شعر، شبیه راه رفتن روی طنابِ بندبازی است. باید آن‌قدر شاعر باشی که در شاعرِ اصلی تجسد یابی، و آن‌قدر مترجم که در کار شاعر قبلی خللی ایجاد نکنی. گاهی در این کار چنان غوطه‌ور می‌شوی که دل زمان را می‌شکافی و به دیدار شاعر می‌شتابی، ولو در عالم خیال! گمراهِ مرز رؤیا و واقعیت و این شاید انگیزه‌ی اولیه سفرش در این «دو قدم …»، اولین رمان او بوده است.